بسته شعر آیینی به مناسبت ورود به ماه محرم

یک جهان روضه و یک ماه محرم داری/ بسته شعر آیینی به مناسبت ورود به ماه محرمبه گزارش خبرنگار  حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛   شاعران آیینی کشورمان هر کدام با فرراسیدن ماه محرم و به یاد عزای سالار شهیدان و یاران وفادارشان، اشعاری را پیرامون ورود به ماه محرم الحرام سرودند که بخش هایی از آنها در اینجا اشاره شده است.

شعر علیرضا قزوه به مناسبت ورود به ماه محرم الحرام

محرّم آمده از شهر غم، عَلَم در دستبرای سینه زدن، تکیه شد سراسر دست

محرّم آمد و خم­خانه ی ازل وا شدوضو ز باده گرفتم، زدم به ساغر دست

حسین آمده با ذوالفقار گریانشکه: هان حسینم و تنهاترین علم بر دست

حسین آمده تا شرح شقشقیّه کندحسین آمده با خطبه ی پدر در دست

(چو دست برد به تیغ، آسمانیان گفتند:به ذوالفقار مگر برده است حیدر، دست؟ )

چو ذوالفقار علی چرخ می زند، بی تابچه حال داده خدایا مگر به اکبر دست؟

ز خیمه گاه می‌ آید چو گرد باد عطشحسین را بنگر پاره ی جگر در دست!

چه روز بود که دیدیم ما به کرب و بلا!چه حال بود به ما داد روز محشر دست!

بدو شکایت اهل مدینه خواهم بردبه خواب گر دهدم دیدن پیمبر، دست

نشسته ام به تماشای زیر و رو شدنمبه لحظه ای که برد شمر، سوی خنجر، دست

به خویش می نگرم با دو چشم خون آلودنگاه کردم و در نهر شد شناور، دست

به رود علقمه بنگر که می زند بر سربه دستگیریِمان موج شد سراسر دست!

نمی توانم بر روی عشق، بندم چشمنمی توانم بردارم از برادر ، دست

تو هر دو چشم من! از هر دو چشم، چشم بپوشز هر دو دست، برادر! بشوی دیگر، دست

به پای دست تو سر می دهند، سردارانبه احترام تو با چشم شد برابر، دست!

به یاد دست تو ای روشنای چشم حسین!چقدر شام غریبان زدیم بر سر، دست

تو را فروتنی از اسب بر زمین انداختنمی رسید وگرنه به آن صنوبر، دست

قنوت، پر زدن دست­های مشتاق استبه احترام ابوالفضل می کشد، پر، دست!

مگر تو دست بگیری که دست­گیر توییبه آستان شفاعت نمی رسد هر دست!

اگر چه پیش قدت شد قصیده ام کوتاهبه اشتیاق تو شد، سطر سطر دفتر، دست

حدیث دست تو را هیچ کس نخواهد گفتمگر به روز قیامت رود به منبر، دست

شعرمحسن عرب خالقی به مناسبت ورود به ماه محرم الحرام

 یک جهان روضه و یک ماه محرم داریآه، آقای غریبم چقدر غم داری

تا ابد هم که بخوانند همه مرثیه اتباز هم روضه ی نا خوانده به عالم داری

این همه زائر دلسوخته ی خاکت رااز ازل داشته ای تا به ابد هم داری

روضه خوان هات زیادند، یکیشان قرآنمطلع فجر خدا سوره مریم داری

درد دل کن که نماند به دلت چون پدرتخواهرت هست کنارت، تو که مَحرم داری

بهترین نوحه ما هست «غریب مادر»صاحب روضه بگو، بهتر از این دم داری؟

تا که نومید نگردد ز درت محتاجیتو هم انگشت هم انگشتر خاتم داری

وقت تدفین تو ای شعر غریبی، پسرتدید در وزن تنت چند هجا کم داری

شعرسید حمید رضا برقعی به مناسبت ورود به ماه محرم الحرام

اگر چه مثل محّرم نمی شوم هرگزجدا ز روضه و ماتم نمی شوم هرگز

مرا ببخش مرا چون که خوب می دانمکه توبه کردم و آدم نمی شوم هرگز

اسیر جاذبۀ حُسن یوسف یاسمکه محو در گل مریم نمی شوم هرگز

گناه کارم و حتی بدون اذن شمابدان نصیب جهنم نمی شوم هرگز

به جان عشق قسم غیر چهارده معصوم(ع)به پای هیچ کسی خم نمی شوم هرگز

قسم به قلب سپیدت سیاهپوش کسیبجز شهید محّرم نمی شوم هرگز

نَمی فُرات بیاور چرا که من قانعبه سلسبیل و به زمزم نمی شوم هرگز

در انتهای غزل من دوباره می خواهمفقط برای تو باشم نمی شوم هرگز

شعر علی اكبر لطیفیان به مناسبت ورود به ماه محرم الحرام

 حـتی خـدا مـیان حسـینیه ی غمـشسوگند خورده است به ماه محرمش

شبهای قدر محترم و با فضیلت اندامّـا نمی رسند به شبهای ماتمش

امروز نه، غروب همان سال شصت و یكمـا را گـره زدنـد به نخـهای پـرچمش

این دستمال گـریه پر از نـور می شودوقتی به دست روضـه ی خورشید می دمش

چشمی كه از برای تو گریان نمی شودباید حـواله داد به دست جـهنمش

جانم فدای ِ محتشم و خانواده اتبا این: چه نوحه و چه عزا و چه ماتمش

انتهای پیام/

بسته شعری ویژه ورود به ماه محرم

تبلیغات

جدیدترین اخبار

تبلیغات