تفسیرآیات 133-134سوره بقره

تفسیرآیات 133-134سوره بقره به گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ قرآن سر تا سر اعجاز در زندگی مادی و معنوی است. اگر ما آن را با معرفت تلاوت کنیم، حتماً اثرات آن را خواهیم دید. برای آگاهی‌ و فهم بهتر و بيشتر آيات قرآن كريم هر شب تفسير آياتی از اين معجره الهی را برای شما آماده می‌كنيم. در این گزارش تفسیر آیات 133-134سوره بقره را می‌خوانید:

شان نزول :اعتقاد جمعى از يهود اين بود كه (يعقوب ) به هنگام مرگ فرزندان خويش را به دينى كه هم اكنون يهود به آن معتقدند (با تمام تحريفاتش ) توصيه كرد، خداوند در رد اعتقاد آنان اين آيه را نازل فرمود (تفسير ابو الفتوح رازى ذيل آيه مورد بحث ).

تفسير:همه مسئول اعمال خويشندچنانكه در شان نزول آيه خوانديم از ظاهر خود آيه نيز بر مى آيد كه گفتگو و سخنى در ميان بوده و جمعى از منكران اسلام مطلب نادرستى را به يعقوب پيامبر خدا نسبت مى دادند (اين مطلب ظاهرا همان بوده كه در شان نزول آمد).قرآن براى رد اين ادعاى بى دليل مى گويد: (مگر شما به هنگامى كه مرگ يعقوب فرا رسيد حاضر بوديد) كه چنان توصيه اى را به فرزندانش كرد (ام كنتم شهداء اذ حضر يعقوب الموت ).آرى آنچه شما به او نسبت مى دهيد نبود، آنچه بود اين بود كه (در آن هنگام از فرزندان خود پرسيد، بعد از من چه چيز را مى پرستيد)؟ (اذ قال لبنيه ما تعبدون من بعدى ).آنها در پاسـخ گفتند: (خداى تو و خداى پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق را مى پرستيم خداوند يگانه يكتا) (قالوا نعبد الهك و اله آبائك ابراهيم و اسماعيل و اسحاق الها واحدا)(و ما در برابر فرمان او تسليم هستيم ) (و نحن له مسلمون ).آرى او توصيه اى جز به توحيد و تسليم در برابر فرمان حق نكرد كه ريشه پذيرش همه برنامه هاى الهى است .

از آيه مورد بحث بر مى آيد كه در وجود يعقوب به هنگام مرگ آثار يك نوع ناراحتى و نگرانى از وضع آينده فرزندانش احساس مى شد، سر انجام اين نگرانى را به زبان آورده پرسيد فرزندانم بعد از من چه چيز را مى پرستيد؟ مخصوصا گفت (چه چيز) و نگفت (چه كس ) را؟ چرا كه در محيط زندگى او گروهى بتپرست بودند كه در برابر اشيائى سجده مى كردند، يعقوب مى خواست بداند آيا هيچگونه تمايلى به اين آئين در اعماق جان آنها هست ؟ اما پس از پاسـخفرزندان آرامش خاطر خود را باز يافت .

اين نكته نيز قابل توجه است كه حضرت اسماعيل پدر يا جد (يعقوب ) نبود، بلكه عموى او بود، در حالى كه در آيه مورد بحث كلمه (آباء) جمع (اب ) به كار رفته ، و از اينجا روشن مى شود كه در لغت عرب گاهى كلمه (اب ) به عمو اطلاق مى گردد، و از همين رو مى گوئيم اگر اين كلمه در مورد (آزر) در قرآن به كار رفته مانع از آن نيست كه آزر عموى ابراهيم باشد نه پدرش (دقت كنيد).

آخرين آيه مورد بحث گويا پاسـخ به يكى از اشتباهات يهود است ، چرا كه آنها بسيار روى مساءله نياكانشان و افتخارات آنها و عظمتشان در پيشگاه خدا تكيه مى كردند و گمانشان اين بود كه اگر خودشان آلوده باشند در پرتو چنين نياكانى اهل نجاتند.قرآن مى گويد: (آنها امتى بودند كه درگذشتند، و اعمالشان مربوط به خودشان است ، و اعمال شما نيز مربوط به خود شما است ) (تلك امة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم ).(و شما هرگز مسئول اعمال آنها نخواهيد بود) (همانگونه كه آنها مسئول اعمال شما نيستند) (و لا تسئلون عما كانوا يعملون ).

بنا بر اين به جاى اينكه تمام هم خود را مصروف به تحقيق و مباهات و افتخار نسبت به نياكان خود كنيد در اصلاح عقيده و عمل خويش بكوشيد.گر چه ظاهرا مخاطب در اين آيه يهود و اهل كتابند ولى پيدا است اين حكم مخصوص آنها نيست ، ما مسلمانان نيز مشمول همين اصل اساسى هستيم كه (از فضل پدر تو را چه حاصل ؟)

انتهای پیام/

تبلیغات

جدیدترین اخبار

تبلیغات