داستان تخیلی سد سریال گسل و واقعیت فاجعه سد گتوند

 به گزارش گروه دیگر رسانه‌های خبرگزاری فارس، تراز نوشت: در چند سال اخیر موضوع مستندها، فیلم ها و سریال های رسانه ملی تغییر محسوسی نسبت به قبل داشته است، گویی مسئولان رسانه ملی به این نتیجه رسیده اند که روایت «پاستوریزگی» و «بچه‌مثبتی» از مدیران سیاسی کشور دیگر خریداری ندارد. در این راستا علاوه بر برنامه های انتقادی همچون ثریا و جهان آرا، تعداد سریال هایی با موضوعات اجتماعی- سیاسی نیز در سال های اخیر افزایش یافته و زمینه نقد مدیران سیاسی و اقتصادی کشور را بیش از پیش گسترش داده است.

 یکی از این سریال ها که با استقبال خوبی نیز در بین مخاطبین مواجه بوده، سریال گسل است که از ۱۹ مردادماه سال جاری به تهیه‌کنندگی محسن چگینی و کارگردانی و نویسندگی علیرضا بذرافشان در ۴۰  قسمت  به روی آنتن شبکه یک رفت.

این سریال جسارت نسبتا قابل قبولی در نقد سیاسی- اجتماعی از خود نشان داده است. نویسنده این سریال، علیرضا بذرافشان است که در کارنامه نویسندگی خود سریال‌های پرمخاطبی همچون «خط قرمز»، «زیر زمین»، «نابرده رنج» و «هفت سنگ» را دارد.  

بذرافشان در مجموعه گسل با روایتی طنازانه از بی مبالاتی مدیران ارشد کشور، قصه ای را بازگو می کند که عقبه آن باز می گردد به یک فاجعه زیست محیطی.

 گرچه شوخی‌ها و اتفاقاتی که در دیالوگ‌های سریال گسل رقم می‌خورد، از جک‌های تلگرامی فراتر نمی‌رود، اما سازندگان سریال بسیار آگاهانه هر دو جریان اصلی سیاسی کشور را با دیالوگهایی همچون املاک نجومی، حقوق های نجومی، پدیده آقازادگی، استعدادهای درخشان، ژن های برتر و ...  مورد نقد قرار داده اند.  

این سریال قهرمان ندارد اما می شود گفت قهرمان داستان آقای اعتبار (معاون مستعفی) است که در عین صداقت و توجه ویژه به حلال و حرام، نمونه یک شخصت سیاسی پاکدست-هپروت است که گاهی از درک ساده ترین مسائل اطراف خو عاجز می باشد.

داستان شروع می شود

آنچه در این سریال روایت می شود، حکایت شخصیت پاکدستی است که در قامت معاون وزیر منابع و انرژی های پاک(دکتر اعتبار) زمانی که فهمید سد احداثی این وزارت خانه بر روی گسلی قرار دارد، استعفا داد. ظن اولیه او این بود که با استعفای وی همه مدیران وزارت خانه  که در این اتفاق تلخ مسئول هستند، متنبه خواهند شد و در نهایت استعفای او مورد پذیرش واقع نمی شود. با این حال با استعفای او موافقت شده و فرد دیگری جایگزین وی شد. اما استعفا کافی نبود و از فردای استعفا همه رسانه ها در حرکتی هماهنگ، معاون پاکدست را به عنوان مسئول اصلی فاجعه سد معرفی کردند. سدی که سالها قبل از مسئولیت وی و حتی مقام بالادستی اش(وزیر) طراحی و مراحل اجرا را طی کرده بود.

حالا آقای معاون در حال افشاگری است و البته دنبال یافتن راهی است که مشکل سد را برطرف کند. در میانه داستان، اقای معاون که حالا از سر بیکاری در حال ورق زدن خاطرات خود است،  با مرور چند عکس به بیننده یادآوری میکند که خودش و جایگزینش در وزارت خانه (دکتر ارزنده) از مردان ریشه دار جبهه و جنگ بودند که در حال حاضر با دو تفکر متفاوت در بدنه مدیریتی کشور کار می کنند.

کشفیات دکتر اعتبار و تیم امنیتی هر روز ابعاد جدیدی از فاجعه سد را  آشکار می کند

از میانه داستان (از قسمت ۲۰ به بعد سریال) برای بیننده آشکار می شود که در پشت صحنه فاجعه سد کوروچ(سد موضوع فیلم گسل)، یک باند مافیایی بین المللی قرار دارند که با نفوذ در لایه های مدیریتی وازرتخانه، مکان قبلی سد را دستکاری کرده اند تا بتوانند زمین های اطراف آن را به بهای ناچیزی خریده و ثروت کلانی را از این طریق به جیب مافیای پولشویی سرازیر کنند.

استدلال معاون فعلی وزیر و کارشناس جایابی سد در سالهای گذشته (دکتر ارزنده) به عنوان مسئول جابه جایی محل سد، این است که تا ۵۰ سال دیگر زلزله نمی آید و تا آن موقع هم خشک سالی خواهد بود، پس قرارگیری سد بر روی گسل چندان هم فاجعه نیست و بدین جهت پیشنهاد همکاری با مافیای پولشویی را می پذیرد.

در نهایت همه رازها آشکار می شود و عاملان فاجعه به چنگال قانون می افتند، اما حالا اهالی منطقه کوروچ که بخاطر واقع شدن سد بر روی گسل، همه دار و ندارشان را به بهای ناچیز فروخته بودند، مهمان ناخوانده اطراف شهرهای بزرگ شده و حاشیه نشین لقب گرفته اند.

کنایه سریال گسل به فاجعه سد گتوند

با کمی کنکاش متوجه می شویم که سریال گسل در باطن خود روایتگر یکی از تلخ ترین فاجعه های زیست محیطی کشور است.

در توصیف سد گتوند آمده است: بزرگترین سد خاکی کشور، در فاصله ۱۰ کیلومتر از شهری به همین نام، دومین سد بزرگ کشور بلحاظ بزرگی مخزن، ششمین سد کشور بلحاظ ارتفاع و دومین سد بزرگ از لحاظ ظرفیت برق آبی کشور. اما اینها، همه داستان نیست، روی دیگر سکه فاجعه زیست محیطی است که با احداث این سد در کنار کوه نمکی رقم خورده است.

سدی که قرار بود حیات و آبادانی برای مردم منطقه به ارمغان بیاورد، حالا به دلیل مکان یابی غلط در نزدیکی کوه های نمکی سازند گچساران، شوربختی را به مردم هدیه داده.

براساس تحقیق مهدی زارعی«مشاور مطالعات زیست‌محیطی مخزن سد گتوند» بیش از ۲۱ میلیون تن نمک در مخزن سد گتوند انحلال یافته است که ۸۶ درصد این نمک بر اثر انحلال مستقیم سازند گچساران بوده است و هنوز مقدار زیادی از این نمک باقی مانده که به تدریج در آب حل خواهد شد. (اینجا+)

هر چند اطلاعات آماری مستندی از خسارت های سنگین این سد به کاهش محصولات کشاورزی ارائه نشده است، اما گزارش های خبری و مستندهای ویدئویی نشان می دهند که بسیاری از نخلستان های پایین دست این سد بر اثر شوری زمین، خشک شده و سر از تنشان جدا شده است. علاوه بر نخل ها، زمین های کشت گندم و سایر محصولات نیز از پیامدهای این فاجعه بی نصیب نماندند.  چنگلوایی رییس سازمان جهاد کشاورزی خوزستان می گوید: حداقل خسارتی که سد گتوند به کشاورزی خوزستان وارد کرده، ۶۰۰ میلیارد تومان است. (اینجا+)

سد گتوند چگونه جایابی شد؟

در تاریخچه سد گتوند آمده است: مطالعات فاز شناخت جهت بهره‌گیری از پتانسیل برق‌آبی رودخانه کارون برای اولین بار در دهه ۱۳۴۰ توسط شرکت هارزای آمریکا آغاز شد. این شرکت در کیلومترهای ۴۶۴ (محل فعلی سد مسجدسلیمان)، محل فعلی سد کارون یک و نیز سه محور در حدفاصل کیلومترهای ۴۶۴ تا ۳۷۰ (محل فعلی بند تنظیمی گتوند) و یک محور هم در حدفاصل کیلومترهای ۴۴۳ و ۴۳۷ برای احداث سد پیشنهاد داده است.

پس‌ازآن، شرکت موننکو فرانسه محور فعلی سد مسجدسلیمان، یک محور در حدفاصل کیلومترهای ۳۷۷ تا ۳۸۷ و یک محور هم در کیلومتر ۴۱۳ پیشنهاد می‌دهد. سپس مطالعات فوق‌الذکر توسط شرکت لامایر آلمان بازنگری شده و این شرکت کیلومترهای ۴۴۰، ۴۱۹ و ۳۷۷ را تأیید می‌کند. درنهایت مشارکت مشانیر ایران ـ کایتک چین، پنج محور را در حدفاصل کیلومترهای ۳۷۷ تا ۳۸۲٫۵ بررسی کرده و در سال ۷۵ گزینه پنجم که محور فعلی سد گتوند علیا است را در کیلومتر ۳۸۲٫۵ به‌عنوان گزینه برتر تأیید می‌کنند. (فصلنامه مهاب قدس، شماره ۶۵،بهار۹۴، صفحه ۱۵)

فاجعه خود را نشان می دهد

مجری احداث طرح گتوند شرکت مهندسی مشاور مهاب قدس (زیرمجموعه آستان قدس رضوی) است که در گزارش سال ۹۴ خود اعتراف می کند که در گزارشهای فاز ۱ پروژه ی گتوند اشاره ی مختصری به وجود سازندهای گچساران در مخزن و آثار احتمالی آن شده است، لیکن با توجه به این که نسبت سود به هزینه ی بالای طرح گتوند علیا، در آن زمان بررسی جامع موضوع به مطالعات تفصیلی مرحله ی دوم موکول شد اما در نهایت تصمیم بر آن شد که راهکار علاج بخشی را انتخاب کنند. (فصلنامه مهاب قدس، شماره ۶۵،بهار۹۴، صفحه ۱۵)

به عبارتی مهار کوه نمکی در دستور کار مجری طرح قرار گرفت و میلیاردها تومان صرف ایجاد پوشش رسی بر روی کوه نمکی شد که در نهایت سه روز پس از آب گیری، آب همه پوشش رسی بر روی کوه نمک را شست و پوشش به ارتفاع ۷ متر نشست کرد و تخریب شد، گودالی که بزرگترین و مهم ترین رودخانه کشور را دچار چالش کرد.

یکی از مسائلی که در مورد مکان یابی این سد مطرح بوده، این است که چرا سد گتوند در کنار لایه نمکی مکان یابی شد؟ عیسی کلانتری وزیر اسبق کشاورزی (سالهای ۱۳۶۸ الی ۱۳۷۹) و رئیس فعلی سازمان محیط زیست در مصاحبه ای با رویترز (اینجا+) در پاسخ این سوال می گوید: «کار مطالعات سد گتوند ۱۵ کیلومتر بالاتر از محل فعلی آن بود و اصلا قرار نبود سد در محل فعلی ساخته شود. حتی مطالعاتی هم که آمریکایی ها قبل از انقلاب انجام دادند هم منطقه ای بود که از روز اول تعیین شده بود اما وزارت نیرو تصمیم گرفت محل سد را عوض کند زیرا اگر سد در محل قبلی ساخته می شد می توانست ۲.۲ میلیارد متر مکعب آب ذخیره کند در حالی که در محل فعلی این میزان به ۴.۷ میلیارد متر مکعب می رسید.»

کلانتری ادامه می دهد: «هر چند در سال ۸۲ اخطارهای زیادی نسبت به شور شدن سد به مجریان طرح داده شد، اما حالا دیگر دیر شده بود و در طول ۸ سال هزینه های زیادی صرف مطالعات این سد شده بود و مسئولان وقت بدون توجه به نگرانی های دوستداران طبیعت با قول صددرصد مبنی بر شور نشدن آب سد، عملیات آبگیری را آغاز کردند».

داستان تخیلی سد کوروچ و واقعیت سد گتوند

حال دو قصه سد کوروچ و سد گتوند را کنار هم بگذاریم، هرچند دکتر ارزنده (معاون وزیر جدید در سریال گسل) بخاطر منافع مالی مافیای پولشویی و با آگاهی از وجود گسل، مکان احداث سد را تغییر داده و این اتفاق (تغییر جایابی سد) در سد گتوند به سبب خودرایی و براساس برآوردهای غلط حادث شده است. اما نتیجه تقریبا مشابه هم است.

علی رغم هشدارهای دانشگاهیان و متخصصین، طی ۳ دولت سازندگی، اصلاحات و مهرورزی، مدیران حاضر به پذیرش خطا در جایابی نبودند و پروژه را تکمیل کردند و با آبگیری آن، زخمی جدید بر مردم و محیط زیست خوزستان زدند. حالا سد گتوند افعی دوسری است که میلیاردها تومان بیت المال را بلعیده و با هیچ ابزاری حالش خوب نخواهد شد.

در پایان این سوال مطرح است که چه زمانی قرار است مدیران ضعف عملکرد خود را بپذیرند؟ و سوال مهمتر آنکه خسارت کشاورزانی که  در پایین دست سد گتوند همه دارایی خود را بخاطر ندانم کاری مسئولان از دست دادند، چگونه جبران خواهد شد؟

 

مطلب فوق مربوط به سایر رسانه‌ها می‌باشد و خبرگزاری فارس صرفا آن را بازنشر کرده است.

بازگشت به صفحه نخست گروه فضای مجازی

انتهای پیام/

http://fna.ir/a0z45x

تبلیغات

جدیدترین اخبار

تبلیغات